ابتدا یه عذرخواهی بابت تاخیرم و بعد...چطور بگم!، این یه پست متفاوته !
متفاوت با پذیره های رایج در دیدگاههامون،با بارهای ایدئولوژیک القاء شده مون و غیره و غیره ...
یه تفاوت دیگه اینکه : we are not sheep
درسته؟پس بفرمائین پست جدید:
ــــ .
اساسا" خصوصیات ذاتی واقعیت پذیری و تجربه آن توسط هرمخاطبی گوئی،گرایش به علاقمندی به شخصیتهاست، نادیده نگیریم که در این میان حدت و شدتش یک طیف گسترده ای در بر میگیره.
دوتز ابتدائی و به هم پیوسته فروید ساختار اصلی این پسته:در جامعه مبتنی بر تک همسری و " خانواده "مقدار معتنابهی افزودهء انرژی جنسی ِواپس رانده شده خواهیم داشت،،،
و دیگر اینکه هر آنچه واپس رانده شود پیوسته تلاش میکند باز گردد.
ـــــــــــــــــــــــ
براش فرقی نمیکرد ،هر کوفت و زهر ماری که بهش میرسوندن مینداخت بالا و میرفت تو حسش.یاد حرف نادر دمدمی افتاد:
پسر!میگن بعده ها آدمو از مردی میندازه...
پوزخند قشنگی زد و دلش به حال نادر سوخت: بچه نه نه ء خرفت، هیچ وقت عرضه امتحان کردنشو نداشته ، خرخوون .
اما با خودش هم بد جوری درگیر بود،نه به خاطر کاراش بلکه از عشقی که هیچ حرفی برای گفتنش نداشت، هر روز صبح ناتوان از هماغوشی با افکارش از رخت خواب میکندو جلوی آئینه دستشوئی یه آب سردی که به صورتش میزد به خودش میگفت:
آخه حروم زاده! کی تا حالا عاشق مادرش شده که تو دومیش باشی؟
ادیپ * هم نمیدونست یارو مادرشه که باهاش خوابیده بود.
اما تا چشش به مادره می افتاد
ـــ به اون همه زیبائی ــ میگفت : بی خیال ،خودشه ، نهایته بهشته پسر .
ـــ پدره که ختم روزگار بود و یه بوهائی برده بود، نه تنها مایه نمیداد،بلکه مدام بهش گیر میداد ، آخر سر هم همه کاسه کوزه ها سر زن بدبخت میشکست. بیچاره نمیتونست اصلا تو چشای بچه اش نیگا کنه. یه هراس عجیبی داشت .
ــــ
صبح دوباره بلوائی تو خونه به پا شد و زد بیرون...
تمام روز رو چه جوری گذروندبمونه ، شب شده بود و نه یه قرون پول همراش بود ونه جائی واسه موندن از همه بدتر باید خودشو میساخت.مجبور برگشت به همون جهنم همیشگی...
کلید انداخت و درو وا کرد، از جلوی اتاقشون که رد میشدبه خودش گفت برو و تمومش کن...اما باز سر از اتاق به هم ریخته خودش در آورد، لباساشو کند و اومد جلوی پنجره ،
اون شب یه فکر تازه ای به سرش زد ، برای داشتن همیشگی مادرش باید در موقعیت قدرت قرار میگرفت ورقیبشو برا همیشه از پا در میاورد...آره درسته .
: فردا دل این زن مایه دار روبروئی رو میبرمو میشینم پشت B.M.W خوشگل مشکیشو بعد هم یه گوشیN93 ... تمومه.
همینکارم کرد.
.
.
.
گذشت .
ــــ در که وا شد ، بهش حمله کرد و .... تمام.
گرفتین که؟ معلومه،you are not sheep .
(*) ادیپ افسانه یونانی و نظریه معروف عقده ادیپ فروید ،و دلایل خاصی مبنی بر علاقمندی فرزندان پسر به مادراشون.
