تبليغاتX
دارم روش فکر میکنم ...

دارم روش فکر میکنم ...

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

یاقوت  بدل

 

. مبادا بشکند !

سفارش کرد مادر بزرگ.

تمام هفت ساله های آن سالهای کودکی آرزوی داشتنش را

" نقشه ها ریخته بودند"

!!!... من نیز.

دست به دست ، ....  رسید ــ دستان کوچکم ،

حجمش را بی پاسخ مانده بود.

اما پاسخ آن شیشه یاقوت بدل  ،   به دیدگان حریصم!!!  :

" دنیای زیبائی از رنگ سرخ بود. "

...  پیراهن سفید مادر سرخ!

دفتر خاطرات لیلا ... سرخ!

دیوار سرخ

آسمان سرخ.

با مکر کودکانه ... مال من شد.

سالها از ان هفت سالگی گذشت  ، 

           ـــــــــــــــــ  اکنون  ،تکه ای شکسته ست .

 و در حجم دستان بالغم !

... خرد مینماید

                                 خرد.

دنیا نه !

اما من هنوز هم با این تکه ء  " شکسته "

ــ  ماه را ــ

با یک چشم !!!

سرخ میبینم.

ســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرخ.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385ساعت   توسط باوفا  | 

  بیان یبس   !!!

 

ترک باید گفت!

ایمان را در نخستین سال نجات ،

روسپیان را ... با روبنده های سیاه

بر دروازه های  "  انتقام "

ــــــــــ و

رمالان مست را با جامهای خالی از شراب

"  در بامدادان خمار  "

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ترک باید گفت.

آری ،  ترک باید گفت...

وجدان را در پس انفاق انگبین  !!!***

----------------------------------------------

بفریبید!!!

و اینگونه زشت بخندید: هاهاها... 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1385ساعت   توسط باوفا  | 

مونتاژ روان

 

 

ــــــــــــــــــ    و  ... اینک منم!

"  به دام افتاده "

در هندسهء  تارهای عنکبوتی اعتقادات بنفش تو!!!

ـــــــ   که ...

تجزیه ء پرتو رویاهای من  ،

رقص زیبای  رنگ آبی ست،

ـــ  درست به رنگ آسمان  ـــ

.  و رهائیم!  (؟)

بسته به آن نسیم ظریفی است،

که

حتی توان بارور کردن آن  " ماده " قاصدک رانیز ندارد.

 

 

 

 

 

 بن بست روشنفکر ، فاصله فکری از گاو تا هامون   

she  is the victim of her stupidity!!l  ،

با احترام: باوفا 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم اردیبهشت 1385ساعت   توسط باوفا  |